Thousand look n there is a million unsaid wordz.. but i wanna die in this moment i wanna die

Monday, September 3, 2012

Catch 22 or she wears high heels i wear sneakers


زن ها فرصت زیادی برای فمه فتال بودگی ندارند ، قدرت زنانه شان یک جاهایی وسط های دهه ی سی و اگر خیلی خوش بخت باشند اوایل دهه ی چهل زندگی شان ، کم کم تمام می شود ؛ توانایی تولید مثلشان را همزمان با توانایی فریفتن و سداکشنشان از دست می دهند و رک باشیم که تحمل میس کردن دومی از اولی برای هر زنی دردناک تر است.
این آهنگ از زبان دختری ست که دارد یاد می گیرد اوفیلیا بودگی را. گمراه کردن را در عین سادگی، اسلات بودگی را در عین ویرجین بودگی؛ شیطان بودن را در عین مادری کردن، خانمان سوز بودن را در عین سیفتی، این دختر دارد یاد می گیرد کی عقلش را ریویل کند و کی جادوی زنانه اش را. این دختر دارد یاد میگیرد کی رژ قرمز بکشد بر لب ها کی عینک گیک دور مشکی اش را بزند بر چشم، این دختر دارد یاد می گیرد کی موهای فرش را صاف کند و بیندازد روی شانه ها کی پونی تیل کند و دم اسبی ببندد شان بالا جوری که به هیچ کس بر نخورد، این دختر دارد یاد می گیرد کی لیس بپوشد کی کاتن، کی گپ بپوشد کی استلا مک کارتنی، کی چشمهاش بی آرایش باشد کی خط چشم پر پرو پیمان بکشد، این دختر در حال زن شدن‎ست... با خودمم. گوش کن، آدم شو، یاد بگیر زمان بندیا رو.
(The Album: The House)
ـــــــــــ
از بلاگ Disconnected
سالگرد
13شهریور90
22سالگی

Saturday, September 1, 2012

It's the End of the World as We Know It (n I Feel Fine)





*آمار افسانه ای همچنان از تله اسکرین بیرون میریخت. در مقام مقیاس با سال گذشته غذای بیشتر، لباس بیشتر، خانه بیشتر،
ظروف آشپزخانه بیشتر، سوخت بیشتر، کشتی بیشتر، هلیکوپتر بیشتر، کتاب بیشتر، کودک بیشتر - همه چیز بیشتر شده بود
الا مرض، جنایت و جنون. سال به سال و دقیقه به دقیقه، هر کس و هر چیز به سرعت مدارج ترقی را می پیمود.
ـــــــــــــــــــــ

1.حقیقت امروز زندگی ما صرفن مسائلی چون سانسورها و محدودیت های اجتماعی نیس که اشعار بیشتر موسیقی های ایرانی رو شکل می ده و تازه با چاشنی هیجانی که به اون اضافه می‎شه سعی در احساسی کردن مخاطب داره. حقیقتی که در سمفونی نیمه تمام شوبرت در وصف غم و اندوه وی از مرگ بتهوون وجود داره اونقدر برای من ویران کننده ست که میتونم به چشم ذهنم اون رو تو این مصیبت بر سرش اومده تصور کنم، حقیقت مرد سرگردان و روان پریش فیلم عریان مایک لی اونقدر برام روایت یک راستگویی به نظر می رسه که خودم رو در روزهای ناامیدی و سرگشتگی محض تصور می کنم، کدوم عکسی می‎تونست رامبراند را آنگونه که خود تمثیل کرده نشون بده؟ فکر می‎کنم حتی اگه در اون زمان عکاسی وجود داشت نمی تونست این رامبراندی که خود بر بوم نقاشی کرده رو اینگونه حقیقی نمایش بده . حقیقت انسانی بسیار رنج آورتر و آشفته تر از مسائلی هس که تنها شامل ما نمی شه و تمام دنیا با اون دست و پنجه نرم می‎کنن.
2. و این ترک و باز ی آهنگ و تم سیاسی آر. ای. ام و باز این مایکل استایپ ِ نابغه و من و هیجده سالگی م و جورج اورول.
اورول و مزرعه ی حیوانات ش.. اورول و 1984 ِ معروفش..
3. این ترک آر. ای. ام منو پرت می کنه به تفکر اون دوران و اکنونم . تمام مسائل و درگیری هایی که دقیقن ی بازیه از پیش تعیین شده ان تا انسان ها رو از راه و مسیرشون دور کنن.. تا دقیقن چیزی که خودشون میخوان بشن.. و چقدر هم موفق بودن!
4. من و تو؟ باس کون کنیم بهش و وارد بازی نشیم..
و من با خودم هرروز تکرار می کردم که نباید اسیر این بازی شم.. که همواره اسیر نشدم(؟) اما جاشو به ی غم بزرگ داد.. غمی که تو چشم هام نشست..
5. هیچ گودویی هم قرار نیست بیاد..
6. *فی الحال گوش از سر و صدای دورتر بریده بود و به صدایی که از تله اسکرین می آمد گوش سپرده بود . معلوم شد که تظاهرات دیگری هم به خاطر تشکر از «ناظر کبیر» برای بالا بردن سهمیه شکلات به بیست گرم در هفته در جریان بوده است. با خود اندیشید که همین دیروز بود که اعلام شده بود سهمیه شکلات به بیست گرم در هفته تقلیل می یابد. آیا امکان داشت تنها به فاصله بیست و چهار ساعت بتوانند این را فرو ببرند؟ آریُ آنرا فرو می دادند.

ـــــــــــ
* 1984 ، جورج اورول، ترجمه صالح حسينی
عکس نمایی از فیلم عریان ساخته ی مایک لی  The Naked Mike Leigh 

Friday, August 31, 2012

Morse Coding

Strangers passing in the street

By chance two separate glances meet

n I am you n what I see is me

باز هم خوابت را دیدم ...

ـــــــــــ

پ.ن: Sadness in your eyes