Thousand look n there is a million unsaid wordz.. but i wanna die in this moment i wanna die

Thursday, June 9, 2011

اینه که موند زیر لایه ی کرختیم! .. بیداره.. زیر پوستم و حسش می کنم اون زیر میرا.. آماده نشسه


به هیچی هیچ اعتمادی نداری، حس های توی ی لحظه،. همه چی عوض می شه! هیچ قطعیتی وجود نداره... آخرش ؟ این معلق بودن و قاطعیت نداشتن بعد ی مدت بهت حس نا امنی می ده، هیچی امن نیست، هیچ جایی موندن نیست.
نیچه: تنها دو چیز انسان را ازجمله درد می رهاند: عشق جاودان، مرگ نا به هنگام

Wednesday, June 8, 2011

Thought the sun would come deliver me, but the truth has come to punish me instead

فکر می کردم که خورشید به پیشوازم می آید ولی حقیقت برای مجازاتم آمد


Saturday, May 7, 2011

With the last breath of my soul

یک. تو خوشحالی و ناراحتی ٬ خودت رو به جای من نذار .. نگاه کن ببین من اون لحظه چی میخوام

دو. به صرف این که کمه ٬ هیچش نکن ... کم رو دریغ نکن واسه زیادی که شاید نیاد

سه. دل گرمی دادن با رفع تکلیف کردن ٬ فرق داره ... قضاوتش رو بذار به عهده گیرنده

Thursday, April 21, 2011

Don't look so frightened,This is just a passing phase,One of my bad days


همه مان از یک جایی توی زندگیمان به بعد فراموش کرده ایم که شادی نتیجه چیزی نیست. شادی یک انتخاب است. حال خوب داشتن ربطی به خوب بودن وضعیت ندارد. در وضعیت خوب یا بد می توان انتخاب کرد که حال خوب داشته باشیم یا حال بد.... کاش همه اینها را کسی وقتی نیاز دارم به یادم بیاورد..

Friday, March 4, 2011

ویرجینیا وولف



روزی برایت خواهم نوشت:‏

"می دانستم
این‌بار دیگر خوب نخواهم شد"‏

نامه را توی جیبت می گذارم و
به دریا می روم،‏
تا در سنگینی این سکوت
غرق شوم...‏

ــــــــــ
مریم ملک دار