حالا برگشتهاست. همهچیز بوی اتاق ِ طبقهی سوم را میدهد.
فرصت جانکاه بود و سفر کوتاه. میدانست. زن میدانست به هیچچیز نباید دلببند.
که همهچیز موقتست. قرار میخواهد. مرد آنطرفتر نشسته است. طرح میزند.
همهچیز سرجایش است. و هیچچیز سرجایش نیست. دارد تمرین ِ نوشتن میکند.
Thousand look n there is a million unsaid wordz.. but i wanna die in this moment i wanna die
Wednesday, January 1, 2014
Saturday, December 7, 2013
Monday, October 14, 2013
و بعد از تو سکوت خانه سنگين است/ و پيش از تو،/ سکوت خانه سنگين بود
کدامين شعر من گوياترين شعر است
براي بي صدا بودن ؟!
کدامين شعر من وقتي
سکوت و انزوايم را بياغازم
تو را آرام خواهد کرد؟!
براي بي صدا بودن ؟!
کدامين شعر من وقتي
سکوت و انزوايم را بياغازم
تو را آرام خواهد کرد؟!
Subscribe to:
Posts (Atom)
