Thousand look n there is a million unsaid wordz.. but i wanna die in this moment i wanna die

Saturday, July 31, 2021

نهم مردادماه ۱۴۰۰

من همیشه سخت‌ترین راه‌ها رو رفتم با دست‌اندازهای بی‌نهایت.. از شغل فعلی‌م و جایگاهم راضی بودم.. بازحمت و تلاش زیاد چندساله به این نقطه رسیده بودم.. و درآمدم هم به نسبت خوب بود و پیشرفت هم داشتم. ولی خوشحال نبودم، از درون ارضا نمی‌شدم، یک چیزی توی من خالی بود.. خالی مونده بود از همون هیجده سالگی. دوماه پیش تصمیم گرفتم بالاخره همه چیز رو بگذارم کنار و برم پی علاقم و باز از صفر شروع کنم. به شدت کمال‌طلبم و البته دوساله خودم رو گذاشتم زیر ذره‌بین و چوب گرفتم بالا سر خودم وایسادم تا هرجا ببینم منفیه مچ خودم رو بگیرم... و سخته و هنوز کامل موفق نشدم. تنها چیزی که منو یکم می‌ترسونه همینه.. که اگر از کمال‌طلبی منفی باشه چی؟ اونموقع دیگه قطعا آستانه‌ی چهل سالگی خواهم بود.. و باید خودم رو جمع کرده بوده باشم. از عدد سنم نمی‌ترسم ولی ازینکه همیشه تو زندگیم با زحمت و تلاش خودم به یک نقطه رسیدم و بها‌ش رو خیلی بیشتر از اونچه که باید دادم، می‌ترسم دیگه. شایدم خسته‌ام الان نمی‌دونم. دوماهه از صفر شروع کردم و دوماهه این جمله نان استاپ توی ذهنم می‌چرخه: "تمام وحشت من آهوانه از این است..که گرگ وحشی من سر به راه برگردد". ....و من آدمی نیستم که از صداهای درونم بی‌توجه بگذرم


Wednesday, August 1, 2018

دهم مردادماه ۱۳۹۷

یادگیری کریستالی یا Crystallized Learning یکی از موضوعاتِ مهم در حوزه‌ی یادگیری هست. اگر شما هم مثل من، تمام عمرتون، مطالب رو به همین روش یاد گرفتید اما اسمش رو نمی‌دونستید، اگر هدف‌تون یادگیری عمیق و موندگاره و یا حتی کلا واستون جالبه بدونید چی هست. به محمدرضا شعبانعلیِ متمم گوش بدید و یاد بگیرید. از اینجا: یادگیری کریستالی (Crystallized Learning)


پ.ن: حتی اسمش هم وسوسه‌انگیزه واسه دونستنِ بیشتر؛ نه؟

Sunday, May 20, 2018


در غروبِ روزی از تموز
پشتِ این دری که بسته مانده
تشنه
خواب رفته‌ام!
زخمه می‌زند به زخم‌های سینه‌ام کسی.
چهره‌ات کجاست؟
پیر می‌شود دلم
در غروبِ روزی از تموز.

اعتراف‌ها - اورنگ خضرایی


Sunday, April 29, 2018

Sunday, March 25, 2018

هوایم داشت
رفته رفته
خراب‌تر می‌شد

و اشک 
در چشمانم
بیشتر بیشتر

به گمانم
شباهنگام
چیزی شبیه به تو
درونم
شروع به باریدن کرده بود 
ــــــــــــــــــــ
 جمال ثریا 


حالا چی ژوزه؟
مهمونی تموم شده... چراغا خاموشن... ملت رفتن....... 


Tuesday, March 13, 2018


I didn't see the light until I was already a man; by then, it was nothing to me but blinding!


Thursday, March 1, 2018

فاصله‌ها هرگز 
مانعی برای دوست داشتن 
برای عشق نیستند 
درست 
اما اگر من اینجا گریه کنم 
آیا در دوردست‌ها 
گونه‌های تو خیس خواهند شد؟
ــــــــــــــــــ
 جمال ثریا 

Monday, June 26, 2017


در سرم مسگرانِ راسته‌ی حاج عبدالعزیز سکنا دارند و تو

 

در سرم مسگرانِ راسته‌ی حاج عبدالعزیز سکنا دارند و تو

در سرم مسگرانِ راسته‌ی حاج عبدالعزیز سکنا دارند و تو

در سرم مسگرانِ راسته‌ی حاج عبدالعزیز سکنا دارند و تو

در سرم مسگرانِ راسته‌ی حاج عبدالعزیز سکنا دارند و تو

در سرم مسگرانِ راسته‌ی حاج عبدالعزیز سکنا دارند و تو

در سرم مسگرانِ راسته‌ی حاج عبدالعزیز سکنا دارند و تو

در سرم مسگرانِ راسته‌ی حاج عبدالعزیز سکنا دارند و تو

این منم که سنگ به سنگ این تکرار را

این تکرار را این تکرار را و این راسته را هزاران بار پیمودم...

+