Thousand look n there is a million unsaid wordz.. but i wanna die in this moment i wanna die

Showing posts with label tool. Show all posts
Showing posts with label tool. Show all posts

Monday, February 6, 2012

... با چشم هم می توان نوشت *



هنر، از سر فراغت نيست. کاري پرفايده است که مردم مي توانند براي راهيابي به درون خود از آن بهره گيرند.

1. عنوان غريب فيلم بيشتر به روحي اشاره داره که در اتاقکي زندانيه . اگه تو قفس باشه زندانیه و اگه بيرون بیاد مي ميره(پروانه و آب؟)
2. شايد هيچ کس حاضر نباشه داستان کسل کننده مردي افليج رو بشنوه که روي تخت افتاده و صداش هم به گوش کسي نمي رسه. اما اگه به جاي او باشيم چی؟ اگه از نگاه يک چشم بينا دنيا رو ببينيم، در این صورت به تصاويري ناب برخورد مي کنيم که ممکن نيس در فيلم ديگه اي ببينيم.
3. اشنابل ( که يکي از نقاشان موثر آبستره- اکسپرسيونيستي هم هست ) نماهاي عنوان بندي فيلم رو از روي چند نمونه از تابلوهاي خودش آورده. با اين تفاوت که به جاي چهره، نقاشي هايي از استخون هاي شکسته بدن انتخاب شده که رسماً الگويي چون عکس هاي راديولوژي رو مد نظر داره.
4. ژان دومینیک بوبی در ابتدا خيال مي کنه داره به پرسش ها پاسخ مي ده و صداش شنيده مي شه. اما او (و ما) به مرور مي فهميم راهي براي انتقال کلمات وجود نداره.
5. در ابتدا اونچه رو می بینیم که ژان دومنیک می بینه. در واقع ما همون چیزایی رو می بینیم که بوبی توسط چشم چپش می بینه و از دریچه چشم او به محیط نگاه می کنیم. با فیلمبرداریه ژانوس کامینسکی که جهان واقعی از دیدگاه ژان - جهان خیالی در تصورات ژان - خاطرات ژان به صورت فلش بک - ژان بیمار از دیدگاه بیننده رو چقدر فوق العاده به تصویر کشیده و نمای دید او رو با زندگی و زیبایی پر می کنه و اون طوری هم که گفته می شه نا امید کننده نیس بلکه زیباست.
6. بوبي برخلاف ديگران که در اين موارد ناگهان ابعاد "روحاني" وجودشون رو کشف مي کنن و "متحول" مي شن، تا پايان همچنان انسانيت خودش رو حفظ مي کنه و عطاي دريوزگي معنوي رياکارانه رو به لقا ش مي بخشه.
7.فيلم اصرار داره همراه تخيل بي مهار بيمار غريبش بارها و بارها به پرواز دربیاد و دوباره به همون واقعيت ثابت و فاجعه بار زندگي گياهي او بازگرده.
8. ثانیه های فیلم نیروی زندگی و پافشاری اش بر شلاق زنی سرنوشت رو به رخ میکشه. و تمامِ احساسات و "بود"ِ مردی رو که به سندرم Locked-in *دچار شده. شهوات، اشتیاقات ، تمام چیزهایی که مرد قبلا به سادگی قادر به انجام دادن اونها بوده. سرنوشتی که به قول مرد فراموش کرده دو قسمت اصلی وجود او یعنی "تخیل" و "حافظه" رو از کار بندازه تا او بتونه از اتاقک غواصی خودش که در اعماق دریا گرفتار شده فرار کنه و مث ی پروانه تو آسمون اوج بگیره.
9.تو بخش پایانی فیلم هم، که ژان دومنیک داره برمیگرده خونه و دوربین باز میچرخه و باز اون طبیعت بکر رو نشون می ده و باز چشمات حــظ میکنه ، همزمان موسیقی متن فیلم "چهارصد ضربه" فرانسوا تروفو و "از نفس افتاده" ژان لوک گدار (دو کارگردان سینمای موج نو فرانسه) هست که تو گوش‌ت می‌پیچه.
10.ژان دومينيک بوبي ده روز بعد از انتشار کتابش می میره، کتابی که تو تمام لحظات فيلم ديديم تنها با پلک زدن چشم چپش نوشته شده. و نوشته هاي پاياني فیلم از پايين به بالا مي یاد و تصوير که با حرکتي وارونه به نمايش درمي یاد، با مرگ عجين شده. تصویرهایی که تو ذهنم تداعی کننده ی کوهستان و سکوت سرد و این جمله ی مینارد ِ :
Life feeds on life feeds on life feeds on life feeds on........*
This is necessary
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*ی تیکه از یادداشت های سعید عقیقی
*بیماری ای که در سال ۱۹۶۶ به این صورت توصیف شد: فلج چهار اندام quadriplegia ، فلج اعصاب تحتانی مغز، عدم تکلم با وجود هوشیاری و توانایی حرکت پلک فوقانی و حرکات عمودی چشم. حرکت عمودی چشم، تنها راه ارتباطی این بیمارن با دیگران است. دقیقا این بیماری در کتاب کنت مونت کریستو اثر الکساندر دوما (که در خود فیلم هم راجبش بحث میشه و یکی از کتابای سوگولی ِ ژان دومینیکه) توصیف شده. تو این کتاب یکی از شخصیتها بنام مسیو نواتیر دچار فلج عمومی بدن شده و فقط با حرکات چشم و پلک منظور خودش رو به دیگران منتقل می‌کنه.

Tool – Disgustipated *
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
The Diving Bell and the Butterfly/ Julian Schnabel حباب غواصی و پروانه ها ساخته‌ی جولیان اشنابل. (بیشتر به اتاقک غواصی یا قفسه ی غواصی ترجمه شده، شخصن ترجمه ی حباب رو بیشتر دوس دارم ) . فیلم اقتباسی است از کتابی به همین نام و زندگی ژان دومنیک بابی نوشته‌ی Jean-Dominique Bauby   ژورنالیست فرانسوی که داستان زندگی قبل و بعد از بیماریه خودش رو تو این کتاب به قلم آورده.

Saturday, August 6, 2011

Bring Me the Disco King - David Bowie featuring Maynard James Keenan


I luv how he asks death to steal him away without any warning

। "Stab me in the dark, let me disappear" ।


n "dead or alive" line. seems like its symbolize Death's relentless pursuit of Bowie

Thursday, June 12, 2008

Stinkfist - TOOL


Stinkfist

Something has to change.
Un-deniable dilemma.
Boredom's not a burden
Anyone should bear.

Constant over stimu-lation numbs me
and I wouldn't have
It any other way.

It's not enough.
I need more.
Nothing seems to satisfy.
I don't want it.
I just need it.
To feel, to breathe, to know I'm alive.

Finger deep within the borderline.
Show me that you love me and that we belong together.
Relax, turn around and take my hand.

I can help you change
Tired moments into pleasure.
Say the word and we'll be
Well upon our way.

Blend and balance
Pain and comfort
Deep within you
Till you will not have me any other way.

It's not enough.
I need more.
Nothing seems to satisfy.
I don't want it.
I just need it.
To feel, to breathe, to know I'm alive.

Knuckle deep inside the borderline.
This may hurt a little but it's something you'll get used to.
Relax. Slip away.

Something kinda sad about
the way that things have come to be.
Desensitized to everything.
What became of subtlety?

How can it mean anything to me
If I really don't feel anything at all?

I'll keep digging till
I feel something.

Elbow deep inside the borderline.
Show me that you love me and that we belong together.
Shoulder deep within the borderline.
Relax. Turn around and take my hand.

یه چیزی باید این بلاتکلیفی

انکار ناپذیر رو عوض کنه

رنجش بار اضافی ای نیست

که هرکسی مجبور باشه تحملش کنه

انگیزش بدون حرکت منو سست می کنه

و من این رو

طور دیگه ای نخواستم

کافی نیست

بازم می خوام

هیچی رضایت بخش نیست

نمی خوامش

کاملا لازمش دارم

برای احساس کردن،نفس کشیدن و اینکه بدونم زنده ام

تا انگشت توی مرز

نشونم بده که دوستم داری و ما متعلق به همدیگه ایم

آروم باش، بچرخ و دستم رو بگیر

می تونم کمکت کنم تا

لحظه های خسته کننده رو به لحظه های لذت بخش تبدیل کنی

کلمه رو بگو

و با خوشی راهمون رو شروع می کنیم

اختلاط و توازن

رنج و آرامش

تو اعماق وجودت می مونه

تا وقتی که منو طور دیگه ای نخوای

کافی نیست

بازم می خوام

هیچی رضایت بخش نیست

نمی خوامش

کاملا لازمش دارم

برای احساس کردن، نفس کشیدن و اینکه بدونم زنده ام

تاآرنج توی مرز

ممکنه یکم اذیت شی ولی برات عادی می شه

آروم باش، ولش کن و رد شو

حالتی که هیچی هیچ حسی

نسبت به هم ندارن

ناراحت کنندست

از تحلیل و تیز بینی چی گیرت میاد؟

چه معنی ای می تونه واسه من داشته باشه

در حالی که واقعا چیزی رو حس نمی کنم

تا وقتی که چیزی رو حس نکردم

راهم رو ادامه می دم

تا بازو توی مرز

نشونم بده که دوستم داری و ما متعلق به همدیگه ایم

تا کتف توی مرز

آروم باش، بچرخ و دستم رو بگیر


Undertow - TOOL



Undertow



I'm back down. I'm in the undertow.
I'm helpless and awake in the undertow.
I'll die within your undertow.
It seems there's no other way out of this undertow.

Euphoria.



به پایین درون جریان زیر آب برگشتم
من کاملا درونشم تو جریان زیرین آب
تو جریان زیر آب خواهم مرد
انگار راه دیگه ای واسه خارج شدن نیست
شادی...
شادی... شادی... شادی